یادداشت آزاد

یادداشت‌های آزاد نویسندگان «قم‌نامه» در مورد خودشان، قم‌نامه و زندگی‌ای که به سرعت می‌گذرد!

موضوع‌نامک

بولتن فشرده و گزیدهٔ موضوع‌نامک، هر از گاه، با گردآوری اندیشه‌های ناب و زلال در سرفصل‌های بنیادین فقه، بنیهٔ نهفته در این سرچشمه‌ها و کارآمدی آن‌ها در به‌سامانی دشواری‌های جامعهٔ امروز را یادآور می‌شود و با گذاردن موضوع‌های پیچیده و پرسش‌های نو بر میز فقه‌پژوهی، در اندیشهٔ شناساندن سَبْک‌های نوینی است برای به میدان آوردن توان اجتهادی و استنباطی فقیهان و فقه‌پژوهان در گستره‌ای فراخ‌تر و گونه‌گون‌تر، در قالبی گزارشی و با تک‌نگاری، که هدف و رسالت آن‌را با جریان نشر، پیوسته نمایان‌تر ‌ساخته. چکادهایی را می‌ستاید و غبار از گوهرهایی می‌زداید، که با جامعه‌افرازی، خیزش‌آفرینی و میان‌داری، پیمان‌های استوار…

تراز شهرنگاری (۱)

نابه‌جا به‌کارگیری آرایه‌های ادبی و تصویرگری‌های تو در تو، زمانی‌که می‌بایست هر چه بیش‌تر از آهسته‌نگاری و بی‌رمقی در نوشتار پرهیخت و جان‌‌مایه و مقصود سخن را در نخستین فرازهای آن، به سرانجام خود رساند، رهاورد ناورزیدگی نویسنده و مخاطب‌ناشناسی است؛ تا آن‌جاکه می‌توان دانش ادبیات را برآیند بررسی و کنکاش روانشناسانه اصحاب قلم و احوال‌پرسی آنان از آن‌سوی خطابان‌شان دانست در درازای تاریخ، و در چگونگی‌های اجتماعی و زیستی گوناگونی که اهالی هر زبان، با آن روبه‌رو بوده‌اند. دستاورد این خبرگیری و وجدان بیدار، مهارت‌هایی شد که با به‌کاربستن آن‌ها در گفتار و نوشتار، مخاطبِ سخن و خوانندگان، آسوده…

در شعرِ شهر

هنر، بازتابِ نابی، دلپذیری و زیبایی، یا دوری، سوز و گداز و تنهایی، یا دیگر چگونگی‌ها، پاسخ به ژرف‌ترین دریافت‌های درونی است و نمود اندریافت قانون «واکنش» در پدیده‌ها، نخست در درون انسان، که پیوسته وامی‌دارداش، آفرینه‌ای به جای گذارد از آن‌چه بر نفس و روح‌اش نقش بسته، صورت‌گری و زندگی‌بخشی بیآغازد، شعر سراید، آواز و نغمه سر دهد، به ژرفای انسان و بلندای آفرینش. شکوه این دریافت‌ها، هر چه فزون‌تر، و روحِ دریابنده هر چه گیراتر، زلال‌تر و پرخروش‌تر، هنر، پرشورتر، دلنوازتر و ماندگارتر. «هنرفهمی» و «هنرپذیری» در متن آفرینش، از نظم بی‌پایان و قانون‌های پیوسته و جاودان‌اش برآمده.…

چرایی شهرشناسی

  سبک زندگی انسان امروز، افزایش آگاهی‌های شهروندی را در همه زمینه‌ها بایسته ساخته و گرانی‌گاه حوزه‌های دانش‌افزایی و انجمن‌های اندیشه‌ورزی را به «شهرشناسی» کشانده است، و از آن‌جا که انگیزه و هدف، رویکرد پژوهش را بازمی‌شناساند، هم‌چنان‌که رویکرد پژوهشیِ ویژه، به دست‌آورد‌هایی به فراخور همان‌ رویکرد می‌انجامد، بِه‌گزینی سکّوی دیده‌وری «شهر»، بسته به این‌که در پی دست‌یابی به چه شناخت‌هایی باشیم، از بایسته‌هاست. درنگریستن به جُستارِ «شهر» با نظرداشت سرشت انسان، رویکردی بارآور و ثمربخش در رسیدن به چگونگی‌های دلپذیر زندگی است، و چون روزَن‌ آن، بر اندیشه‌ و خرد گشوده شود، راه‌های روشنی پیش روی می‌یابیم و بِه‌گزینانه…
بستن